منشأ احساس پوچی واضطراب

منشأ احساس پوچی واضطراب چیست؟

اگر انسان بتواند خود را به درستی ،ارزیابی کند و به طور صحیح بشناسد معنای واقعی تمامی دستورات الهی را درک میکند واین مفهوم را از روایت (من عرف نفسه فقد عرف ربه ) هرکس خود را بشناسد ،خدایش را شناخته است ،درک کنیم بنابراین هرگاه ما خودمان رابشناسیم به خداشناسی ودر پی آن به توحید ،نبوت ،معادو امامت میرسیم.

اما بحث ما اینجاست که چرا ما احساس پوچی واضطراب میکنیم؟؟

گاهی ما در خود احساس پوچی واضطراب میکنیم در چنین حالتی اگر علت آن را بدانیم میتوانیم آن را رفع کنیم وگرنه برای فرار از آن خود را سر گرم و مشغول چیزهای دیگر میکنیم  واز درمان صحیح علت اضطراب وپوچیمان غافل میشویم ومشکلمان همچنان باقی خواهد ماند به همین دلیل برای درمان صحیح باید علت پوچی واضطراب هایمان را بدانیم.

یک قاعده ی کلی وجود دارد که اگر انسان به درون خود رجوع کند واحساس کرد زندگی وکارهایش بیهوده است دچار پوچی شده واین سبب میشود دچار اضطراب وتشویشش شود وزمانی که انسان به دنبال علت پوچی واضطرابش را در پی میگیرد به این میرسد که در زمانی که این حالت برایش پیش می آید که خودش را برای رسیدن به مقصود وهدفش کافی بداند و باتکیه بر خود ونظر استقلالی به خود می خواهد امورات خود را ادامه دهد چرا‌ که همان گونه خداوند در آیه ۱۵ سوره فاطر می فرماید: ( یا ایها الناس انتم الفقراء إلی الله والله هو الغنی الحمید) ای مردم شما ذاتا فقیرید وهیچ چیزی از خود ندارید وتنها خدا غنی وستوده است .

پس اگر انسان به خودش نظر کند وتنها بر خود تکیه کند میبیند که هیچ چیز از خود ندارد و اگر درهمین هیچ بودن خود متوقف شود به پوچی می رسد ودر نهایت موجب اضطراب در وجودش میشود.

اما اگر انسان در عین توجه به هیچ بودن خودش نظر به حق تعالی داشته باشد واز پرتو نور الهی بهره گیرد وخود را متصل به خداوند غنی کند به غنا وکمال و آرامش میرسد و از پوچی واضطراب رها میشود.

درحالی که اگر به غیر خداوند دل ببندد ،به خاطر اینکه تنها خداوند غنی وپایدار است وغیر خدا پوچ ،نابود شدنی و رفتنی است پس دل بستن به غیر خداوندباعث پوچی واضطراب خواهد شد مثلا اگر کسی به حافظه اش دل ببندد چون حافظه با دوران پیری از بین میرود در واقع به پوچی دل بسته است ونتیجه ی آن چیزی جز اضطراب نخواهد بود در واقع میتوان گفت دل بستن به ثروت ،قدرت،زیبایی وهر آنچه که مربوط به این دنیا است نهایتا موجب پوچی واضطراب خواهد شد چرا که قدرت بعد از مدتی کم،زیبایی با رسیدن دوران پیری از بین میرود وثروت با تمام شدن عمرمان تمام میشود وما دیگر بهره ای از آن نمی بریم وهر کدام از این ها خود اضطرار آور و اذیت کننده هستند و انسان را از آرامش دورمیکند.

بنابراین دل بستن به غیر خدا مساوی با دل بستن به پوچی و روبه رو شدن با انواع اضطراب ها خواهد بود.

واز طرفی دیگر دل بستن به غیر خدا خودش نوعی کفر است چرا که کافر به کسی میگویند که به کسی غیر از خداوند دل ببندد پس اگر کفر زندگی کسی را بگیرد عملا او را به غیر خدا دل بسته کرده وچون غیر خدا ناماندنی است واگر آن را به دست بیاورد احساس کم بودن میکند و دوست دارد بیشتر به دست آورد یا اینکه اصلا آن را به دست نمی آورد وبه دنبال آن دچار نوعی یأس و

نا امیدی میشود چرا که کاری را انجام داده از آن بهره ای نبرده است یا اینکه کاری را میخواهد انجام دهد که از نتیجه اش نامطمئن است وچون میخواهد از این حالت خارج شود به هر دری می زند و تلاش میکند در واقع مانند کسی که در بیابانی گیر کرده است وسراب آب را می بیند نه میتواند بایستد وکاری نکند نه مطمئن است  جایی که  می رود آبی وجود دارد و در نهایت سبب یأس ونا امیدی او خواهد شد در نتیجه دل بستن به غیر خدا مساوی با مأیوس شدن می شود.

و با استناد به سوره آیه ۸۷

( إنه لا ییأس من روح الله إلا القوم الکافرون ) جز کافران هیچ کس از مدد خدا مأیوس نمی شود می توان به این رسید که کافر به پوچی ها دل می بندد و پوچی ها همان دل بستن به غیر خداو مأیوس شدن از لطف و رحمت خداوند است.

در مقابل اگر انسان به خدا متصل باشد همه چیز بر عکس میشود مثلا کسی که خدا را می خواهد خانه هم می سازد اما برای اینکه عبادت کند و در این حال خانه آن را به پوچی

نمی کشاند ،از همه مهمتر حوادث زمانه او را به دنبال خود و تحت تأثیر خود قرار نمی دهد.

در واقع این بی قراری وعدم آرامش انسان به خاطر این است که میخواهد با دنیا آرام وقرار بگیرد در حالی که باید طالب حق شود مثل انسان مؤمن که در ارتباط با خداوند به آرامش می رسد پس انسان تا زمانی که به دنبال دنیا و آرزو های دنیایی باشد هیچگاه به آرامش نمیرسد اما اگر خود را از آرزو های وهمی دنیا آزاد کند می یابد هر آنچه که می خواسته در نزد خود داشته و به همه ی آرزو های حقیقی خود دست یافته است.

با توجه به آیه ۲۸ سوره رعد

( ..ألا بذکر الله تطمئن القلوب)

یعنی ای انسان ها همه ی شما به دنبال آرامش می گردید وبدانید که این آرامش و اعتماد فقط وفقط با خدا به دست می آید ،می رسیم .

نتیجه کلی این است که سبب پوچی و اضطراب انسان ها غفلت از فقیر بودن ذات آدمی ودل بستن به غیر خداوند است و چون غیر خدا ماندنی نیست سبب پوچی اضطراب وناامیدی میشود وبرای مقابله با این حالت تنها باید خود را متصل به خداوند حق تعالی دانست وبه آرامش و امیدواری رسید.

دلبستن به خدا =  آرامش

گرد آورنده ومدرس نسیم خزایی از تیم آموزشی و موفقیت تیک

درباره تیم آموزشی,فرهنگی و موفقیت تیک

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *