شش6 ستون آفرینشگری ( نو آفرینی )

مهارت ابتکار یکی از مهارت های زندگی است .  هدف اصلی از مهارت مدیریت مسئله مورد نظر  و خلق راه حل های زیاد و فراوان است ، چرا که هنگامی راه حل ها زیاد باشند ، فرد می تواند یکی از آن ها را انتخاب کند  و اگر یک راه حل موثر و مفید نبود ، به سراغ راه حل بعدی برود و به بن بست و درماندگی نرسد ، تحت این شرایط احتمال این که فرد اقدام نامناسبی انجام دهد و تصمیم نامناسبی بگیرد ،  بسیار کم میشود  .

اصل تفکر آفرینشگری

تفکر خلاق  و نقادانه :  اصولی را برای تفکر خلاقانه پیشنهاد می کند که در ادامه می خوانیم :


۱-  فرصت دادن :

برای اینکه بهتر بتوانیم از فکر خلاق خود استفاده کنیم ، هر نوع تصمیم گیری و اقدامی را آنی و بلافاصله انجام ندهیم و بهتر است به ذهن خود اجازه تولید راه حل های بیشتری بدهیم .


۲-  رهایی ذهن :

سعی کنیم ذهن خود را کنترل نکنیم و آن را باز بگذاریم  تا هر فکری به ذهنمان بیاید . تا آن جا که می توانیم سعی کنیم راه حل های بیشتری به ذهنمان هدایت کنیم . راه حل های بیشتر، قدرت انتخاب بیشتری به ما می دهد و احتمال موفقیت ما را بیشتر می کند .


۳- طرح راه حل های منفی  :

شاید تعجب کنید ، ولی در این زمینه اصلاً مهم نیست که راه حل های شما مثبت و سالم باشند . بلکه مهم این است که راه حل های شما زیاد و فراوان باشند . بنابراین ، بکوشید راه حل های منفی را هم مطرح کنید. در واقع در تفکر خلاق عقیده بر آن است که حتی در راه حل های منفی بدون عملی کردن آن ها می توان نکات مثبت و مفیدی یافت . علاوه بر این ، معمولاً پس از مطرح کردن چند راه حل منفی ، ناگهان چندین راه حل مثبت به ذهن می آید .

سد راه آفرینشگری

شش6 ستون آفرینشگری ( نو آفرینی )

بعضی از افکار و عقیده های مردم به صورتی است که مانع بروز خلاقیت و تفکر خلاق در آنان می شود . در ادامه به تعدادی از این باورها و عقاید نادرست اشاره می کنیم :    ( با ما همراه باشید )


۱-  برای هر مشکلی فقط یک راه حل درست و مناسب وجود دارد : 

 اگر نتوانید به این راه حل دست یابید ، قادر به حل مشکل خود نخواهید بود . این عقیده نادرست است ، چون به روش های مختلفی می توان یک مشکل را حل کرد . بنابراین اگر فرد ذهن خود را باز بگذارد ، می تواند مشکل را حل کند.


۲-  من قدرت خلاقیت ندارم :

 این باور درست نیست ، حتی کودکان نیز دارای خلاقیت هستند ، فقط نیازمند تمرین و تکرار است .


۳- فقط افراد خاصی هستند که قدرت خلاقیت دارند :

و خلاقیت آنان بدون هیچ نوع تلاش و زحمتی خود را نشان می دهد . در حالی که واقعیت آن است که اغلب افراد خلاق نیز تلاش و کوشش می کنند تا خلاقیت خود را در عمل نشان دهند . آنان زحمت می کشند ، تلاش می کنند و خلاقیت آنان بدون زحمت بروز نمی کند . 

۴- ما نمی توانیم در مقابل مشکلات مان کاری انجام دهیم  :

 یا هر کاری هم بکنیم فایده ندارد و مشکل حل نخواهد شد. این عقیده ناشی از احساس درماندگی و ناامیدی فرد است .

۵-  خلاق بودن یعنی بچگانه عمل کردن  :

 به این افراد گفته شده که همیشه باید جدی و رسمی باشند و به همین دلیل آن ها می ترسند رفتارها و فکرهای خلاق، جدید و نو داشته باشند.


۶-  ترس از شکست خوردن  :

  بسیاری از مردم می ترسند که در انجام کاری شکست بخورند . به همین دلیل کمتر سعی می کنند تا رفتارهای خلاق از خود نشان دهند. چون رفتارها و افکار خلاق، رفتارها و افکار جدیدی است که تا حالا تجربه و آزمایش نکرده اند .

راهکارهای ایجاد نو آفرینی :

شش6 ستون آفرینشگری ( نو آفرینی )

عده‌ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آن را به طرز وحشتناکی بی‌حس و کرخت می‌کنند ، چنین رفتاری باعث می‌شود درخت افکار شما هیچ‌گاه به بار ننشیند . اگر نمی‌خواهید ذهنی درمانده داشته باشید و برعکس ، در موقعیتهای گوناگون ایده‌های خلاقانه و کارگشا به ذهنتان برسد : ( بریم سراغ راهکارها )

۱- زیاد مطالعه کنید : 

 ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است ، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن . سعی کنید با افکار و عقاید انسان‌های موفق در طول تاریخ آشنا شوید . شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آن‌ها را مرور کنید و از آن درس بگیرید . با مطالعه این کتب می‌توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین‌ها پرورش داده بودند . با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف ، سطحی نگری کنار می‌رود و کم کم یاد می گیرید که با دید عمقی به موضوعات مختلف بنگرید .

۲-  فرصت‌هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید :

 شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می‌کنید.  خب ، در این صورت تصورتان نادرست است . شاید بعضی مواقع حس می‌کنید که مغزتان اصلا کار نمی‌کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی‌دهد . اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می‌خواهید اینشتین را به رقابت دعوت کنید . تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمی‌شود . زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می‌توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل فواره به بالا‌ترین نقطه صعود کنند . هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می‌دهید ، او شما را به دوردست‌ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد .

۳- یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید :

هنگامیکه افکار بی‌نظیر به ذهن شما خطور می‌کنند از ذخیره کردن آن‌ها اطمینان خاطر حاصل کنید . در این امر به یادداشت‌های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در نیمه های شب به ذهن شما خطور می‌کنند . هنگامی که افکارتان در جایی ثبت شوند  ، شما به راحتی می‌توانید به آن‌ها دسترسی پیدا کنید و آن‌ها را به سرعت به کار ببندید . افکار بزرگ نیز مانند میوه‌ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند . 

۴-  از افکار دیگران بهره بجویید :

 بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده‌های شخصی شماست . افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند . توانایی‌های آن‌ها مختلف است و سوابق و پیشینه‌های متفاوتی دارند . کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است . با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می‌شود که نیمی از آن‌ها هرگز به ذهن شما نمی‌رسیدند . به این طریق شما می‌توانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید . به نظرات هیچ کس بی‌توجهی نکنید . شاید در نگاه اول حتی احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف‌هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده‌اند  . درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن‌ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید .

۶-  تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید  :

 گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می‌شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است . اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند ، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می‌دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می‌کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی‌گذارید . بنابر این می‌توانید پیاده روی کنید ، به باشگاه ورزشی بروید ، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد  .

۷- به دوست بی نظیر خود مراجعه کنید :

 همه ما دوستی داریم که به نظر می‌رسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد . چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می‌خواهید ؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهم‌تر نیز از او یاری بجویید .

۸- به توانایی‌های خود اتکا کنید  : 

 قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید . این رهنمون‌ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشم بند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند.  هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید . شما می‌توانید بدون توجه به کارآیی روش‌های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید . کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.

۹- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید  : 

 خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد . اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید . افکار شما تنها در رشته‌ای که مهارت دارید خوب کار می‌کنند و در سایر رشته‌ها نتیجه‌ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت . اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند .

۱۰- به ذهن خود آزادی عمل دهید :

 آیا با تمرین‌های رایج نویسندگان آشنایی دارید ؟ آن‌ها برای مبارزه با محدودیت‌ها یک روش بسیار جالب را برگزیده‌اند . فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید . می‌توانید از مشکلات  ( بهتر است بجای مشکلات بگوییم مسائل ) شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته‌های خود نباشید . مهم نیست که تا چه حد عبث و نا ‌معقول به نظر می‌رسند . بعدا می‌توانید مثل یک جدول تناوبی آن‌ها را سازماندهی کنید ، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی‌ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده‌اید و این خود یک امتیاز محسوب می‌شود . هیچ کس نمی‌داند شاید به نتیجه‌ای برسید که سال‌ها منتظر آن بوده‌اید .

۱۱- ایده‌های گذشته را از نو بسازید : 

 افکار شما مثل کامپیو‌تر هستند . هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید . ایده‌های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن‌ها عملیات نوسازی انجام دهید . آن‌ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن‌ها تلاش کنید . پیوست های لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آن‌ها بیفزایید . این کار‌ها را می‌توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید . عالی به نظر می‌رسد پس منتظر چه هستید ؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.

۱۲- به نظرتان یک ایده بزرگ از چه ویژگی‌هایی برخوردار است ؟

 شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می‌کنند ، سرمایه گذاری‌های عظیمی صرف می‌کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه می‌توانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده‌های بزرگ باشند . خیلی از آن‌ها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده‌ها را می‌کنند . در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضی ایده‌ها خام هستند . بنابراین خیالبافی و رویا‌پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه‌پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید . قدری خارج از چهارچوب عمل کنید تا پندار شما به بلندی‌ها پرواز کرده و اوج گیرد .

* خلاقیت اوج هم راستا شدن با جهان هستی ست *

آفرینشگر باشیم :

شش6 ستون آفرینشگری ( نو آفرینی )

قفل شدن ذهن حتی افراد خلاق مشهو را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد  .

«داگلاس آدام» نویسنده مشهور باعث شد که ویراستارهای کتابش او را به مدت سه هفته به سوئیتی در یک هتل بفرستند تا جلد آخر کتابش را به پایان برساند ، زیرا نوشتن و تمام کردن آن را خیلی به تأخیر انداخته بود.

راهکار چیه ؟

خیلی از نویسندگان به توقف ذهنی اعتقاد ندارند . آنها می‌گویند چیزی که نیاز دارید این است که برای شروع نظم و ترتیب داشته باشید . هرچیزی که به ذهنتان می‌رسد هرچند بی‌اهمیت را بنویسید . صحنه بیرون از پنجره‌تان را توصیف کنید .  خودتان را به جای آغاز داستان در وسط داستان تصور کنید . در مورد کیفیت نگران نباشید فقط شروع کنید .

برای سایر تلاش‌های خلاقانه هم به همین صورت است . قلم موی نقاشی را بردارید و چیزی روی تخته نقاشی بکشید . نتی را با ابزار موسیقی خود بنوازید ، راه‌حلی را برای مشکلتان امتحان کنید هرچند بدانید که کارایی ندارد . به جای به تعویق انداختن مشکلات با آنها دست و پنجه نرم کنید .

زمانی را برای انجام کارتان تعیین کنید هرچند بدانید که نتیجه خوب نمی‌شود ، سپس در پایان می‌توانید آن را اصلاح کنید . اغلب نویسندگان کل پاراگراف اول یا حتی فصل اول اثر خود را خط می‌زنند . چطور عقب نشینی را به پیشرفت تبدیل می‌کنید؟  از ترسی که شما را به عقب می‌کشد رها شوید و از خلاقیتی که در درونتان دارید ، استقبال کنید .

گردآورنده : مسعود علایی

درباره تیم آموزشی,فرهنگی و موفقیت تیک

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *