مرگ

مرگ واژه ای است که حتی اگر نخواهیم به آن فکرکنیم با از دست دادن عزیزان ، اطرافیان ، آشنایان و غریبه ها با آن روبه رو میشویم وباعث واداشتن ما به ساعتها تفکر درباره ی آن میشود .

اما آیا تفکری که درباره ی مرگ میشود، در افراد مختلف برابر و همانند یکدیگر است؟؟

آیا ایمان و بی ایمانی تأثیری در اندیشه درباره ی مرگ دارد؟؟

تأثیر ایمان به زندگی پس از مرگ در اصلاح افراد فاسد و گناه کار  و منحرف و تشویق افراد فداکار و از خود گذشته برای تلاش بیشتر در مسیری که قرار دارند خیلی خیلی بیشتر از دادگاه ها و تنبیه ها و مجازات هایی هستند که در این دنیا وجود دارد، است. چرا که فرد می داند در دادگاه پس از مرگ هیچ گونه تجدید نظری وجود ندارد و هیچ کس نمی تواند او را نجات دهد به گونه ای که قرآن کریم درباره دادگاه پس از مرگ این گونه می فرماید:

(و اتقوا یوما لا تجزی نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها شفاعه و لا یوخذ منهما عدل و لا هم ینصرون )

از روزی بپرهیزید که نه کسی به جای دیگری جزا داده میشود ونه شفاعتی از او پذیرفته می گردد ونه غرامتی گرفته میشود ونه کسی به یاری آنان می آید.

در این باره از ابوسعید خدری نقل شده است که وقتی آیه ی ۷ و ۸ سوره زلزال [( فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من مثقال ذره شرا یره ) پس هر کس هم وزن ذره ای نیکی  کند ، آن نیکی را ببیند ، وهر کس هم وزن ذره ای بدی کند ، آن بدی را ببیند.] نازل شد . عرض کردم : ای رسول خدا ، آیا همه ی اعمال را می بینیم ؟ حضرت فرمود : آری

گفتم حتی آن کارهای بزرگ را؟ فرمودند : آری

گفتم حتی کارهای کوچک را ؟ فرمودند : آری

عرض کردم ای وای بر من ! مادرم به عزایم بنشیند ! حضرت فرمودند : ( مژده بر تو باد ای ابوسعید ! چرا که حسنات به ده برابر تا هفتصد برابر حساب میشود و خدا آن را به هر کس بخواهد نیز دوبرابر خواهد کرد ، اما هر گناهی به اندازه ی یک گناه مجازات دارد ، یا خداوند از آن در می گذرد ، و بدان هیچ کس با کردارش نخواهد یافت ، مگر اینکه کرم خدا شامل او گردد .)

عرض کردم : حتی شما نیز ای رسول خدا ؟ فرمودند: ( حتی من مگر اینکه خداوند مرا مشمول رحمتش کند )

بله ، بنا به آنچه که گفته شد به طور کلی حماسه های جاودانه ، از خودگذشتگی ها ، ایثارهایی که در گذشته و امروز که در میدان های جهادی براس دفاع از کشورهای اسلامی ، حمایت از فقیران و مستضعفان و…… اتفاق می افتد همگی بازتاب اعتقاد به زندگی پس از مرگ است و نیز اعتقاد به اینکه خداوند پاداش نیکی ها را حتی تا چند برابر می دهد، سبب شده است برای داشتن یک زندگی خوب پس از مرگ خود حتی از جان و مال خود در این دنیا بگذرند.

اما قابل انکار نیست که چهره مرگ برای بسیاری از مردم وحشت برانگیز و وحشتناک است و حتی نام آن و هر آنچه را که تداعی کننده ی مرگ باشد سبب ترس و وحشت آنها میشود و تنها برای کسانی که اعتقاد به این  که زندگی پس از مرگ وجود دارد ترس و وحشتی وجود ندارد و به دنیای نامحدود و نامتناهی دنیای دیگر معتقد هستند و برایشان قابل باور است.

بنابراین انسانها درباره مرگ دو دیدگاه دارند :

۱ . عده ای مرگ را نابودی مطلق می دانند و با تمام وجود از آن می گریزند و از آن ترس و واهمه دارند.

۲ . کسانی که مرگ را وسیله ای برای رسیدن به یک زندگی پایدار ابدی می دانند ، پس کسانی که در راه خدا به دفاع از مرز میهن و ناموس خود می پردازند نه تنها از مرگ نمی ترسند بلکه آرزوی آنها شهادت و دادن جان در راه خدا است .

همانطور که گفتیم عده ای از مرگ می ترسند و تنها عده ی اندکی هستند که در برابر مرگ لبخند میزنند و هیچ گونه ترس و هراسی ندارند که در این موضع این سؤال پیش می آید علل ترس از مرگ چیست؟ چه چیزی سبب شده است عموم مردم از مرگ بترسند ؟

مهم ترین علل ترس و واهمه از مرگ را می توان این گونه بیان کرد :

۱ . باور نداشتن به زندگی پس از مرگ : همانطور که قبلا هم در این مورد بیان کردیم یکی از علل عمده ی ترس از مرگ این است که بعضی از افراد به زندگی بعد از مرگ ایمان ندارند و یا اگر باور هم دارند به صورت یک باور عمیق در آنها صورت نگرفته است و همواره اندیشه و احساسات و عواطفشان بر این موضوع غالب و حاکم است.

این امری طبیعی است که انسان از فنا ، نابودی و نیستی ، بترسد همانطور که از تاریکی می ترسد به خاطر عدم و نیستی نور ، از ارتفاع به خاطر نیستی تکیه گاه ، از مرده به خاطر اینکه در راستای فنا و نیستی قرار گرفته است . اما اگر این باور را داشته باشد زندگی  دنیا  مانند پیله ای است که به دور پروانه پیچیده شده است و آن را در خود زندانی کرده است و با از بین رفتن این پیله به جهانی پر از روشنایی ، زیبایی و خالی از ظلمت و تاریکی وارد میشود و دنیا را مانند پیله ای  بداند که سبب میشود زیبایی ها و نورانیت را نبیند و با خارج شدن از پیله تمامی زیبایی ها بر او آشکار میشود ،

آرزوی این را دارد که مانند پروانه از این پیله ی تنهایی و تاریکی بیرون آید و به جهانی وارد شود که خالی از صفاتی باشد که پیله دارد.

۲ . وابستگی به دنیا : همه ی ما از تمامی چیزهایی که به آنها تعلق خاطر داریم و دوست داریم نمی توانیم دل بکنیم و جدا شویم و این همان علت دیگر ترس از مرگ است چرا که مرگ باعث جدا شدن و فاصله انداختن بین ما و دنیای که دوست داشتنی ترین چیزی است که نسبت به او تعلق خاطر پیدا کرده ایم است . دل کندن از این همه امکاناتی که برای زندگی رفاه زده و پر عیش و نوش فراهم ساخته ایم  برای ما طاقت فرسا است .

به گونه ای که روایت جالبی در این مورد داریم که مردی نزد رسول خدا(ص) عرض کردند : چرا من مرگ را دوست ندارم ؟ حضرت فرمودند: آیا مال یا ثروتی داری ؟ عرض کرد : آری ، فرمودند : آن را پیش از خودت بفرست ، عرض کرد : نمیتوانم ، حضرت در جواب فرمود: قلب انسان همراه اموال اوست . اگر آن را پیش از خود بفرستد ، دوست دارد به آن بپیوندد ، و اگر آن را نگه دارد دوست دارد همراه آن بماند.

۳ . خالی بودن نامه ی اعمال : وقتی انسان حسنه و عمل خیری نداشته باشد و پر از گناه و فساد باشد و نتواند بر اعمال زشت و قبیح خود غلبه کند می ترسد که از این دنیا به مکانی پس از مرگش برود و عذاب بکشد . و این یک امر طبیعی است که انسان نخواهد از جایی آباد و پر از نعمت به جایی که ویرانه و عذاب است منتقل شود.

اما سوال دیگری که در این جا مطرح میشود این است که چرا خداوند مرگ را قرار داد چه سودمندی در مرگ وجود دارد؟

در پاسخ میتوان گفت اگر مرگ در موجودات زنده نبود تمامی موجودات در خشکی ها و آبها تکثیر میشدند و طی مدت زمان کوتاهی تمام کره ی زمین از موجودات پر میشد و مسلما وضعیت نابه سامان و کنترل نشده ای ایجاد میشد و زندگی کردن روی کره ی زمین بسیار سخت میشد.

در نتیجه بدون تردید خلقت و آفرینش مرگ در کنار زندگی و حیات ، یک ضرورت حکیمانه و یک مصلحت قطعی و اجتناب ناپذیر بوده و هست که خداوند حق تعالی  این امر را به طور کامل و زیباترین وجه قرار داده است و مرگ و حیات را قرین یکدیگر آفریده است ، به ه‍مین وسیله اداره ی همه ی امور مخلوقاتش را بر اساس نظامی کامل و نیکو استوار کرده است که بر اساس آیه ۲ سوره ی ملک( الذی خلق الموت و الحیاه لیبوکم أیکم احسن عملا ) می توان به آن  رسید ، که در این آیه شریفه مرگ و حیات را در کنار یکدیگر قرار داده است و مرگ را پیش از حیات و زندگی قرار داده است که نشان از اهمیت مرگ و توجه به آن در حسن و زیبایی عمل است و اینکه مرگ قبل از حیات و زندگی در دنیا وجود داشته است.

#مرگ پایان زندگی نیست ، از آن نترس

مرگ هدف زندگی دنیوی توست

تلاش کن نه برای منافع دنیوی

برای همان جایی که از آن ترس داری

همان جا که روشنی وحقایق روح و وجود تو در آنجا جاودان میشود.

زندگی کن ، لذت ببر مانند کسی که دیگر وقتی برای لذت بردن از آن ندارد

و در عین حال بدان فردایی برای جبران ، برای محبت و خوبی نیست

زندگی کوتاه تر از آن چیزی است که فکر میکنی

زندگی همان لحظه هایی است که ثانیه به ثانیه آن را می گذرانی و نمی دانی چگونه گذشت

زندگی کن ، لذت ببر ، تلاش کن ، محبت کن ، به آرامش برس

روحت را برای همیشه جاودان و سرافراز کن

چرا که تو باارزش ترینی و بهترینی#

گردآورنده و مدرس نسیم خزایی از تیم آموزشی و موفقیت تیک

درباره تیم آموزشی,فرهنگی و موفقیت تیک

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *